انتظار

عشق یعنی استخوان و یک پلاک سالها تنهای تنها زیر خاک

روحانی واقعاً هنرمند است. او اثبات کرد هدف وسیله را توجیه می‌کند. اما کاش این کار را با لباس پیامبر نمی‌کرد. او اکنون رئیس جمهور ماست اما با شاخص‌های دموکراسی رأی آورد نه مردم‌سالاری دینی.

سازمان مجاهدین انقلاب در تاریخ 1388/03/18- یعنی چهار روز مانده به انتخابات ریاست جمهوری – طی نامه‌‌ای به رئیس جمهور وقت، انتخابات 1384 را نیز زیر سؤال برد و خطاب به ایشان نوشت: «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از آنجا که انتخاب شما را، انتخابی ناسالم و بر اساس دوپینگ‌های خلاف قانون می‌دانست و بنابر دلایل دیگری که ذکر آن را در این نامه ضروری نمی‌داند، طی چهار سال که پست ریاست جمهوری را به ناحق! تصاحب کرده‌اید هرگز شما را مستقیماً مخاطب قرار نداده و از شما به عنوان رئیس جمهور نیز نام نبرده است.» گیرنده‌ این نامه چهار روز بعد با 25 میلیون رأی دوباره رئیس جمهور شد اما مدعیان انحصاری دموکراسی نه او ر‌ا رئیس‌جمهور دانستند و نه رأی را سالم قلمداد کردند. قطعاً نیروهای مؤمن به انقلاب اسلامی از این الگو برای روحانی استفاده نمی‌کنند؛ هم او را رئیس جمهور می‌دانند و هم به رأی مردم تمکین خواهند کرد. اما به واسطه آنچه در ادامه خواهد آمد و مبتنی بر «شالاتانیزم محاوره‌ای» و مواجهه‌ای که روحانی در انتخابات با نظام داشت، ما از الگوی آقای نوبخت استفاده می‌کنیم که در برنامه شناسنامه گفت: «‌ما هیچ موقع دلمان با رئیس‌جمهور سابق صاف نشد»، روحانی رأی آورد و رئیس‌جمهور است اما پیروز نشد. در فرهنگ ایرانی – اسلامی هیچ آورده‌ای پیروزی قلمداد نخواهد شد مگر با اخلاق، یک‌رنگی، صداقت و تواضع همراه باشد. بنابراین روحانی پیروز این صحنه نبود، پیروز کسی است که وقتی پایه‌های رأی را لرزان می‌بیند به هر دستگیره‌ای برای نجات دست نیندازد و هدف وسیله را توجیه نکند. قطعاً‌ روحانی در این چهار سال از کنش نفس لوامه عذاب خواهد کشید و این عذاب زمانی برافروخته خواهد شد که لباس پیامبر را در تن خود حس می‌کند. علاوه بر آن تفاوت رأی امسال روحانی با رأی 1392 بیش از 6 درصد یا حدود 5 میلیون نفر است. برای این پنج درصد چه‌ها که نکرد. او وقتی مشاهده کرد که عمل چهار ساله رأی را به 51 درصد قبلی هم نمی‌رسد از برائت از اعدام منافقین تا به کارگیری بیت امام، از بی‌بی‌سی فارسی تا آمدنیوز، از ظریف تا خاتمی و از تدلیس تا حمله به نهادهای دیگر، از چنگ‌اندازی به صورت نظام تا تهدید وحدت ملی، از تولید دهها مسئله حقوق بشری برای تشدید تحریم‌های غیرهسته‌ای تا بیرون کشیدن هاشمی از قبر و... در دستور کار قرار داد. روحانی واقعاً یک هنرمند بزرگ است. زمانی که در بدو ورود به قدرت در سال 1392 اعلام کرد:«هنر ارزشی و غیر ارزشی نداریم» نمی‌دانستم که خود نیز به همین الگو پایبند است و این هنر را از زمانی که احساس کرد رأی به سختی در حال رشد است به کار گرفت و موفق شد. او الگوی خوبی برای رقابت ارائه کرد اما نه در چارچوب مردم‌سالاری دینی که در قالب دموکراسی غربی قابل بازنمایی است. اما منطق اینکه روحانی را هنرمندی چیره‌دست می‌دانیم چیست؟ اسناد این هنرمندی را چگونه باید رؤیت کرد.

- این هنر روحانی است که هم پرچمدار آزادی است و همزمان در همین انتخابات، دولت او ده‌‌ها شکایت از رسانه‌‌ها را به دادگاه فرستاد.

- این هنر روحانی است که در عین شعار:«تحریم‌های غیرهسته‌ای را هم ‌برمی دارم» به عنوان مقام عالی‌رتبه کشور ده‌ها مسئله حقوق بشری برای تشدید تحریم‌های غیرهسته‌ای تولید کرد که می‌توان از آن به آزاد نبودن جوانان، دانشگاه‌ها، زنان و اعدام و زندان نام برد.

- این هنر روحانی است که با حملات به صدا و سیما، قوه‌قضائیه و نیروهای مسلح کلاه گشادی را بر سر رأی‌دهندگان گذاشت و آنان را از پرونده خالی و برنامه آینده دور کرد. اما اگر آن مجموعه‌ها هر اشکالی هم داشته باشند در فردای انتخابات ارتباطی به رئیس‌جمهور پیدا نخواهد کرد و کسی مطالبه‌ای از او نمی‌کند و قانون نیز وظیفه‌ای برای رئیس‌جمهور در این‌باره مشخص نکرده است.

- این هنر روحانی است که هر آنچه خود انجام می‌داد همزمان به رقیب نسبت می‌داد یا به رقیب درباره آن اعتراض می‌کرد.

- این هنر روحانی است که همزمان با اتصال یارانه میلیون‌ها نفری که قبلاً قطع کرده بود و افزایش یارانه سه برابری 6 میلیون نفر، در چشم رقیب زل می‌زد و می‌گفت: از کجا می‌خواهید یارانه بدهید؟ منابع از کجا می‌آورید؟

- این هنر روحانی است که به‌رغم به کارگیری همه مدیریت و منابع کشور به رقیب می‌گوید اتوبوس از کجا می‌آوری؟

- این هنر روحانی است که 49 ساعت از وقت صدا و سیما را اختصاصاً به خود و معاون پوششی‌اش اختصاص داده است (به جز اخبار) و شهر به شهر رفت و به صدا و سیما حمله کرد.

- این هنر روحانی است که به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی روی گسل‌های قومی و مذهبی کشور برای رأی حرکت کرد و حاضر شد وحدت ملی را فدای رأی کند.

- این هنر روحانی است که همه رسانه‌های فارسی‌‌زبان غرب و اپوزیسیون و ضد انقلاب از او حمایت کنند اما او داخل نظام محسوب شود. امثال آمدنیوز صدها تهمت و افترا به رهبری ببندند و از روحانی حمایت کنند.

- این هنر روحانی است که همزمان با حملات به بسیج و سپاه، وزیر خارجه و دیپلمات‌ها را که در شرایط مشابه نیروهای مسلح هستند در انتخابات به کارگیری شوند.

- این هنر روحانی است که بگوید «امام رضا را برایمان بگذارید» اما در یک اقدام بی‌سابقه بیت امام را به کار گیرد.

- این هنر روحانی است که نظام امام و حکم امام در اعدام منافقین را مورد حمله قرار دهد و همکار احمد منتظری شود اما بیت امام با وی همراهی و احمد منتظری هم از ایشان اعلام حمایت کند و جذب رأی منافقین و خانواده آنها را بر 17 هزار شهید ترور مقدم دارد.

- این هنر روحانی است که ابلاغیه تفکیک زن و مرد در نهادها و ادارات توسط دولت ایشان ابلاغ شود اما با صراحت اعلام کند «با تفکیک جنسیتی مخالفیم» و رقیب را به دیوارکشی بین زن و مرد متهم کند.

- این هنر روحانی است که در عین چرخش کلیپ مشاجره وی با شهید چمران در مجلس درباره تقاضای اعدام در نمازجمعه و همچنین تهدید بدحجابان، نظام را متهم به 38 سال اعدام و ممانعت از آزادی‌‌های اجتماعی کند.

- این هنر روحانی است که طراحان فتنه 1388 اتاق عملیات روانی وی را هدایت می‌‌کردند اما به کسانی که جرمشان فقط وزیر دولت سابق است، حمله کند.

این هنر روحانی است که جرم فریدون، ابلاغ حقوق‌های نجومی، صندوق ذخیره فرهنگیان را با نبات امام رضا (ع) می‌پوشاند.

- این هنر روحانی است که به‌رغم آنچه در سطور قبل آمد می‌تواند در اولین دیدار در چشمان رهبری نگاه کند و لبخند بزند.

روحانی واقعاً هنرمند است. او اثبات کرد هدف وسیله را توجیه می‌کند. اما کاش این کار را با لباس پیامبر نمی‌کرد. او اکنون رئیس جمهور ماست اما با شاخص‌های دموکراسی رأی آورد نه مردم‌سالاری دینی. نیروهای انقلاب بر خلاف سازمان مجاهدین و دیگر اصلاح‌طلبان به رأی ملت تمکین می‌کنند و مسئولانه می‌پذیرند اما منبعد روحانی را با الفاظی همچون «جناب روحانی»، «آقای روحانی» و «دکتر روحانی» خطاب خواهند کرد و هرگز احتیاطاً لفظ «حجت‌الاسلام» را دیگر استفاده نخواهد کرد. مهم‌ترین شاخه اجتماعی علمای شیعه، دوری از زخارف دنیا و آمیختگی زبان و عمل به اخلاق و دوری از خصایصی است که به قدرت اصالت می‌دهد. اما او تا گاو و ماهی تاخت و تا آنجا پیش رفت که مورد اعتراض اصلاح‌‌طلبان معتقد به نظام و خبرگان قرار گرفت. او رأی‌ آورد اما پیروز نشد. اگر او را پیروز بدانیم دموکراسی غربی را جایگزین مردم‌سالاری دینی کرده‌ایم.

نویسنده: عبدالله گنجی

منبع: خبرگزاری فارس


سید ابراهیم رئیسی:

"برای من آمدن در میدان هوی و هوس ریاست جمهوری نیست چرا که بهترین شغل عالم یعنی خادمی امام رضا(ع) را دارم."

سید بزرگواری از سلاله پاک پیامبر(ص) که با اخلاص این جمله را می گوید و دردش درد مردم است به طور حتم پیروز میدان است حتی اگر...

به امید پیروزی و سربلندی مردم ایران اسلامی


به طور حتم شکست روحانی در این انتخابات خبر خیلی خوبی است برای کشوری که بعد از 4 سال عقب نشینی، باز هم باید عقب نشینی کند تا... تا هیچ. یعنی قرار نیست بازی برد برد باشد و ای کاش روحانی و تفکر روحانی این را می فهمید.
پیروزی روحانی به طور حتم حال خوشی را برای طبقه محروم و کم درآمد ایجاد نخواهد کرد که تا کنون نیز نکرده است. اما طبقه متوسط و مرفه و جوانان جویای عیش و نوش که کم هم نیستند خوشحال خواهند شد زیرا دنیایشان رنگی تر می شود. دنیایی رنگی که منبع رنگش به طور حتم بهشت نیست و البته به زور نمی توان کسی را به بهشت برد!!!

یا علی


شما از چه چیزی شرمسارید؟


شرمساری این روزها سیری چند است؟

چه کسانی باید شرمسار باشند؟

ملت یا دولت؟


وبگاه کانادایی «گلوبال ریسرچ» در مطلبی به قلم «دایانا جانستن» تحلیلگر آمریکایی پیرامون اهداف «هیلاری کلینتون» نامزد دموکرات ریاست جمهوری آمریکا و وزیر خارجه سابق این کشور نوشت: «هیلاری کلینتون» امیال بزرگی در سر دارد و خواهان موفق شدن در تغییر نظام روسیه است. وی از حمایت حداکثری وزارت خارجه و و بخش اعظم وزارت  دفاع برخوردار بوده و کنگره نیز آماده همراهی او است.

از دیدگاه نویسنده، هیلاری کلینتون قصد تکرار شگرد «  زیبیگینو برژینسکی» مشاور امنیت ملی آمریکا در زمان «جیمی کارتر» در سال 1979 که فریفتن مسکو برای ورود به افغانستان به صورتی که آن‌ها در «ویتنام» خود درگیر شدند را دارد. از آنجایی‌که روس‌ها بیشتر مردم صلح دوستی هستند و این بیشتر به خاطر  تحمل رنج‌ دو جنگ جهانی بود، دخالت این کشور در افغانستان بسیار منفور شد و می‌توان از آن به عنوان دلیل سقوط جماهیر شوری سابق دانست.

بر این اساس، این رویکرد منجر به حکومت موقت «بوریس یلتسین» شد که همچون بتونه در دستان «بیل کلینتون» رییس جمهور وقت آمریکا قرار داشت. اینک هیلاری نیز مایل به برقراری این نوع رابطه بوده اما «ولادیمیر پوتین» رییس جمهور روسیه مانع است.

 در بخش دیگر این گزارش آمده است: نسخه جدید این راهبرد قدیمی استفاده از تلاش‌های قانونی و موجه روسیه در سوریه برای حفظ  این کشور از خطر نابودی است تا بدین طریق و با آسیب وارد شدن کافی به این کشور و به تبع آن واکنش مخالفان پوتین، سرنگونی او مهیا شود. این امر دلیل اصلی کش دادن نبرد در سوریه از سوی آمریکاست و در این راه هرکاری را به اجرا می‌گذارد .

بر این اساس، عملیات مشترک هجومی سوریه با روسیه برای باز پس‌گیری بخش شرقی حلب که منجر به خاتمه نبرد در این کشور می‌شود با هجمه تبلیغاتی آمریکا مواجه شده که این عملیات معمول نظامی را «جنایتکارانه» نامیده  و در عین حال با حمله به نیروهای داعش در موصل عراق و از شرق آن‌ها را بیرون رانده و بدین طریق به غرب سوریه رفته و علیه دولت سوریه می‌جنگند.

نویسنده با اشاره به دیگر راهبرد هیلاری کلینتون به «اوکراین» اشاره نموده و از آن به عنوان عرصه دیگر تضعیف پوتین نام برد.

وی عنوان داشت: جاه طلبی هیلاری کیلنتون که به طور صریح در ایمیل‌های او و نزدیکانش در ماجرای لیبی مشهود بود، برای این است تا جای خود را در تاریخ به عنوان یک استراتژیست «تغییر نظام کار» پیروز بدست آورد با استفاده از روش‌های نهان و آشکار (جنگ نرم) بدست آورد و در نتیجه مناطق سرسخت تحت سلطه آمریکا در خواهد آورد.

نویسنده در خاتمه عنوان می‌دارد: حامی امیال هیلاری کلینتون سلاح‌های اتمی است. البته به هیچ وجه نمی‌گویم او موفق خواهد شد اما این برنامه به وضوح مشخص است و سیرک انتخاباتی آمریکا وسیله‌ای برای منحرف کردن اذهان نسبت به امور مهم و جدی است.


صورت نورانی و دلنشینش را همیشه به عنوان پای ثابت نماز جمعه تهران از تلوزیون می دیدم. تا مدتی نمی شناختمش اما نگاه کردنش برایم دلنشین بود. عراق که از دست صدام درآمد، و زمزمه ی رفتن این سید جلیل القدر در رسانه ها پیچید، حساس شدم که سید عزیز چه برنامه ای برای این کشور وامانده دارد؟!

صحنه هایی از مجلس عزای حضرت اباعبدالله الحسین (س) با روضه خوانی شهید سیدمحمدباقر حکیم نیز از تلوزیون پخش می شد که وقتی ایشان مقتل می خواند و به صحنه ی شهادت سالار شهیدان می رسید بر سر و صورت می زد و دلت را که از غصه ثار الله شکسته بود، پاره پاره می کرد.

یادم نمی آید این مراسم را قبل یا بعد از شهادت این سید بزرگوار پخش کردند...

به هر صورت شهید محمد باقر حکیم هنوز عرق پیشانی رفتنش خشک نشده بود در جوار حرم حضرت امیرالمومنین علی (ع) به شهادت رسید و دل پر غصه مان از دیر شناختن و درک کردنش دریده شد و همه آمال و آرزوهایی که برای عراق از هم گسیخته در ذهن می پروراندیم بر باد رفت.

این است خیانت استعمار و استکبار به امت مسلمان و شیعه.

هنوز هم هر وقت تصاویر نماز جمعه تهران از بخشهای خبری پخش می شود چشمانم به دنبالش می گردد اما افسوس که او در میان نور احاطه شده و ما در ظلمت دست و پا می زنیم.



آخرین توصیه‌ی رهبر انقلاب اسلامی به شهید آیت‌الله حکیم

«مبادا در مقابل آمریکا کوتاه بیایید!»

سیدِ شهیدِ آلِ حکیم، یکی از شاخص‌ترین دلباختگان امام و انقلاب و نزدیک‌ترین یاران حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در طول دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود. آیت‌الله سیدمحمدباقر حکیم، که «شهادت» در خاندانشان «موروثی» بود، پس از سال‌ها مجاهدت در راه اعتلای اسلام و مبارزه با حزب بعث و استکبار آمریکا، در هفتم شهریورماه ۱۳۸۲ شمسی در مجاورت حرم امیرالمومنین علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام)، و در حالی که تنها یکصد و چند روز از بازگشت او به میهن می‌گذشت، به «دست گنهکار و پلید مزدوران استکبار» به شهادت رسید.


سلام
این روزها وبلاگ نویسی عجیب از مد افتاده است.
کاری هم نمی توان کرد.
هر روز جلوه ای نو از تکنولوژی های ارتباطی و رسانه ای وارد میدان می شود.
حالا هم که اینجا می نویسم، می دانم که خوانده نمی شود و آخرش هم چند تا نظر تبلیغی پای نوشته ام می آید. اما می نویسم تا کمی سبک شوم.
البته بعید است.
دردم آنقدر زیاد است که با این نوشته ی کوچک کاستنی نخواهد بود.
...
عملکرد تدبیر و اعتدال با قرائت شیوخ و حضرات فعلی صاحب میز ریاست، آنقدر بدرنگ و بدآهنگ است که همزیستی با آن بزرگترین مکافت این روزهای من شده!
اما تحمل افاضات دور و اطرافیان این حضرات بیشتر از خودشان آزار دهنده است.
آخرینش همین علی آقای مطهری است که ای کاش زبان را هر طور که دلش می خواست نمی چرخاند.
حضرت اجل، عارض نماینده ولی فقیه در استان خراسان رضوی شده است که چرا چوب لای چرخ رقاص بازی جماعت کنسرت باز می گذارد. فرمایش کرده اند که ایشان در امور اجرایی دخالت نکند.
لابد ولی فقیه پاپ است و نماینده اش هم یک اسقف که پایش را از گلیم واتیکانش بیشتر دراز کرده است؟!
بیایید دور و اطرافمان را نگاه کنیم و ببینیم جماعت کنسرت باز چه کسانی هستند؟!
کدام اقشار جامعه و با چه عقبه ای دنبال این دایره دنبک بازی ها می روند؟
به طور حتم ساکنان ظهیرآباد شهرری، قیامدشت، پاکدشت و حاشیه تهران و حتی بچه های جنوب شهر، دغدغه ی برگزاری کنسرت هایی که مملو از لاسیدن های دختر پسری و از خود بیخود شدن های هواداران سینه چاک قشر بی درد جامعه است را ندارند.
لات ترین های شهر ری هم دور همی یا در خودرو آهنگی گوش دادن، کفایتشان می کند. این بخشی از طبقه عیاش اغلب متوسط و دارای جامعه است که به دنبال محلی امن برای گندکاری هایش می گردد و کجا از یک کنسرت شلوغ و پر از ازدحام با عطر عرق تند و مخلوط زن و مرد و صدای گوش خراش موسیقی تند و جیغ و سوت و کف و هورا بهتر است برای هوسرانی آنهایی که این بستر را مناسب امیالشان می دانند.
آیا قرار است چیزی متفاوت از تجربه ی غربی اش اینجا و در شرق ظهور کند؟!به طور حتم این ره همان است که تا تهش غربی ها رفته اند!
کنسرت، موسیقی، اختلاط، هوسرانی، گناه تمام اعضای بدن و تسری آن به بخش های مختلف جامعه!
حالا جسارت اعتدالیون تا جایی رفته که برای احقاق خواسته ی بخش از بدنه ی آرایشان، حریم امن رضوی را هم بر نمی تابند تا مملکت شیعی امام زمان بشود شبیه بقیه دنیای متعفن بشر بیچاره مثلا مدرن!!!

دردم از یار است و درمان نیز هم
دل فدای او شد و جان نیز هم
اللهم عجل لولیک الفرج


غفلت یا خیانت؟
مسئله این است.
... ۴ مورد مواضع قابل تامل و دشمن شادکن از سوی جناب هاشمی اظهار شده که رهبری انقلاب با هدف صیانت از انقلاب اسلامی از تریبون عمومی به آن پاسخ داده‌اند.

باید بس باشد!


یعنی مسئولی كه اركان قانونی كشورش رو اینطوری به چالش بكشه و در امتداد سبز مایل به بنفش بشه خوره و بیافته به جون نظام، نوبره؟
نوبر نیست!
تاریخ تكرار زیاد داره
آخرش رو باید دید به قولی!


شهدای مدافع حریم ولایت و انقلاب اسلامی، یك به یك سر می رسند. سر و گوشی در كوچه ها می كشند، ناله های ضعیفی برمی خیزد و باز ناگهان سكوتی پر هیاهو از دنیاطلبی حكم فرما می شود.
چقدر مظلومند این شهدای اخیر.
محمد آژند، رفیق كودكی؛ خبر شهادتش آمد اما پیكرش هنوز نیامده است.
غصه مان شده!
رفیقان می روند و تن گندیده و روح آلوده ی ما در كوچه پس كوچه های دنیا پرسه می زند.

چقدر متنفرم از این دنیاطلبیهای تمام نشدنی.

عادات زشت گریبانگیرمان شده و لیاقت مجاهده را ازمان گرفته، این در حالی است كه شهدای مظلوم حرم، می روند و می آیند و این ماییم كه "جاماندگان" خطابمان می كنند!


هنوز در غم شهادت پسران و جراحت و دربند شدن علامه زكزاكی، زعیم شیعه در نیجریه، بودیم، و باز هم هنوز در غصه ی اسارت شیخ نمر، رهبر شیعیان عربستان، كه خبر از شهادت سمیر قنطار عزیز، مجاهد خستگی ناپذیر حزب الله، آمد.

خبر آمد خبری در راه است:

با همه لحن خوش آوایی ام
در به در کوچه تنهایی ام
ای دو سه تا کوچه زما دورتر
نغمه تو از همه پرشورتر
کاش این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی
کاش که همسایه ما می شدی
مایه آسایه ما می شدی
هر که به دیدار تو نائل شود
یک شبه حلال مسائل شود

...

یا صاحب الزمان عج الله، حسادتم به گل چینی خداوند در این وادی بی سر و سامان، گل كرده است.

حسودی نكنم چه كنم؟!

مانده ام سخت عجب كز چه سبب ساخت مرا؟!

واماندگی درمانی دارد؟


یعنی این حركت، همین تسلیت دو روز بعد از حادثه بیروت در حالی كه برج ایفل را در
آغوش گرفته بودی، آنقدر دردآور بود كه توصیفش با قلم شدنی نیست!


اگر تا به حال داخل را میسوزاندی، حالا بیرون را هم میسوزانی.


جبهه مقاومت به تو افتخار نمی كند!


مرا به خیر تو امیدی نیست، شر مرسان!


حضرت آقا، رهبر عزیز انقلاب، در دیدار خانواده شهید عزیز سردار حاج حسین همدانی؛

یکی از پسرها به وصیتنامه شهید اشاره میکند که نوشته است خودتان را بدهکار انقلاب بدانید. آقا تایید می‌کنند و می‌گویند: «انقلاب ماها را زنده کرد؛ بروید خاطرات جوانهای اواخر انقلاب را بخوانید؛ امثال فریدون هویدا؛ سفیر بود در پاریس؛ یا فرد دیگری که قوم و خویش فلان‌کس بود رفته بود لندن سفیر شده بود؛ جاهای مهم دست اینها بود؛ خاطرات اینها را بخوانید؛ اینها چند صباح بعد می‌آمدند ایران و می‌شدند وزیر و نخست‌وزیر و حاکم بر سرنوشت مردم می‌شدند؛ اینها نه اینکه فقط بی دین بودند؛ خب گذشتگان اینها هم خیلیها بی دین بودند، اما بالاخره به یک سری چیزها اعتقاد داشتند؛ به سنتهای ایرانی، به خط فارسی و اینجور چیزها، به برخی امور ظاهری مذهبی مثل عزاداری؛ بالاخره قبول داشتند؛ اما اینها به هیچ چیز معتقد نبودند. یکسری آدم هرهری مذهب محض! ایران با این عظمت و ملت به این بزرگی، می‌افتاد دست اینها. اگر انقلاب نشده بود، اینگونه می‌شد؛ خدا اینها را تبدیل کرد به کسی مثل امام خمینی. حالا این انقلاب منت ندارد سر ما؟ اگر همه ملت ایران تا آخر عمرشان خدا را شکر کنند که گرفتار آنها نشدند و وضع عوض شد جا دارد؛ هر چه درباره‌اش فداکاری کنند جا دارد.»


...آیت، در توصیف تبلیغات علیه آیت اله كاشانی می گوید: "متجددین و مترقیان آن روز همانند امروز كه افكار نه شرقی و نه غربی كاشانی را ارتجاعی می خواندند، بالاخره توانستند با عوام فریبی، ملت را از پشت سر كاشانی پراكنده نمایند و او را بلا اثر سازند و آن گاه موفق شدند كه كودتای 28 مرداد 1332 را به كمك مصدق السلطنه به نتیجه برسانند و از مصدق، چهره ای ملی و میهنی و ضداستعماری بسازند و از كاشانی چهره ای ضدمردمی، ضد انقلابی و سازش كار ترسیم نمایند."

كتاب "اسرار آیت، زندگی و زمانه شهید دكتر حسن آیت" تالیف جواد موگویی

شبیه همین وضعیت، البته به شكلی فجیع تر و پیش از آن در دوران مشروطیت، شهید آیت اله شیخ فضل الله نوری را داریم. این مبارز بزرگ شیعی هم در جلوی همان مردمی كه روزی عزت و احترامش می كردند، بر دار رفت، آن هم در اوج مظلومیت.

تقابل جریان مثلا متجدد و ترقی خواه كه امروزه نام اصلاح طلبی را بر خود نهاده اند با گرایش عامه مسلمان شیعه ایرانی به دین و عالم دینی، بارها و بارها در این سرزمین موجب خسارت های بزرگ شده است. جذابیت های ظاهری جریان اصلاح طلبی موجب شده قشر جوان و طیف سهل انگاری از مردم ضمن غلط محاسباتی، اسیر ظواهری شوند كه نكبتی جز وابستگی به دنبال نداشته است.
عصر خمینی كبیر، البته متفاوت شروع شد و متفاوت ادامه یافته است.
اما تضمینی نیست تا همیشه اینگونه ادامه یابد.

مسلمان شیعه ی ایرانی، خوش عاقبتی اش را جز در صراط مستقیم دین گرایی و مسیر روشن و پربهجت ائمه اطهار نباید در جایی دیگر بجوید.



"سلام من به مدینه، به آستان رفیعش، به مسجد نبوی، به لاله های بقیعش، سلام من به علی و به حلم و صبر عجیبش، سلام من به بقیع و چهار قبر غریبش، نشسته باز دلم پشت درب بسته ی آنجا، گرفته باز دلم بهر قبر مخفی زهرا... مدینه منزل قرآن، مدینه محفل قرآن، درون دل خبر داری، تو از درد دل قرآن، مدینه شهر پیغمبر..."
نمی دانم چرا دلم هوای مدینه کرد این روزهای آخر ماه صیام، یاد شهریور هشتاد شمسی افتادم. از مسجدالنبی،ظهرها، که بیرون می زدیم، فاصله مسجد تا بقیع را بدون صندل نمی توانستیم برویم، زمین داغ و سوزان بود. عصرها که خنک می شد، پا برهنه می رفتیم، اما ظهرها...
حالا که دستم نمی رسد، حالا که دور است دیدار، دلم می خواهد بروم و با پای برهنه در داغترین دمایش، پا بگذارم بر سنگفرشهایی که می گویند قبر مخفی حضرت مادر (س) اینجا هاست. دلم سوختن می خواهد...



همه پیوندها