"آتش بدون دود" نادر ابراهیمی از آن رمان های بلندی است كه وقتی جلد اول را در دست می گیری و شروع به خواندن می كنی، ناگهان خودت را در حالی می بینی كه در اتوبوس، مترو، تاكسی، هنگام پیاده روی، در رختخواب و هر جای دیگری كه بشود و بتوان، مشغول لذت بردن و خواندن این رمان هفت جلدی هستی، به قولی از دستت نمی افتد تا تمامش كنی، اگر چه كه داستان تمام می شود اما لذتش، یادگاریهای قشنگش و درس های كم نظیرش تمام نمی شود. رمان "آتش بدون دود" هم عاشقانه است هم حماسی هم انقلابی و نادر ابراهیمی چه خوب این همه را در هم آمیخته و اثری گرانقدر بوجود آورده است. آنجا كه می نویسد؛ هیچ موجودی در جهان، نفرت انگیز تر از عاشق نیم بند نیست، یا آنجایی كه شعر تركمنی عاشقانه گالان اوجا و سولماز اوچی را به فارسی سلیس اینچنین می آورد؛..... یا باز در جایی دیگر كه این مثل تركمنی" آتش، بدون دود نمی شود، جوان، بدون گناه" را می نویسد و در جای جای كتاب از این دست حرف های حسابی و اثرگذار می نگارد، آنچنان عاشقت می كند كه همه چیز را از جمله مبارزه و قیام برعلیه ظلم و فساد را عاشقانه می پذیری