جاه طلب آرزو می كند كه در اوج قدرت باشد و در همان حال در لجن زار چاكرمآبی دست و پا می زند.

انسان را دو چیز كه بطور غریزی انجام می دهد از پا در می آورد و سرچشمه زندگیش را خشك می كند، همه اشكالی كه این دو علت مرگ بخود می گیرد در دو فعل بیان می شود: خواستن و توانستن. ولی میان این دو حد نهایی اعمال بشری دستور دیگری هم هست كه دانایان آن را بكار می برند... خواستن ما را می سوزاند، توانستن نابودمان می كند ولی دانستن وجود ناتوان ما را در یك حالت آرامش پیوسته نگه می دارد.

بخشهایی از رمان چرم ساغری، اونوره دو بالزاك