آدم عاشق این بر و بچه های جنوب شهر میشه، حتی یه وقتایی دلش می خواد بره زیارت كوچه پس كوچه های جنوب شهر و به قصد زیارت قدم بزنه و به یاد پهلووناشون و این كه دیگه خیلی هاشون نیستند و "یافت می نشود جسته ایم ما" اشك بریزه، اشك برای خودهامون كه اینقدر بدبختیم و اسیر این دنیای نكبت و این شهر هیچی ندار.

كتاب "كوچه نقاش ها" رو كه بخونید شما هم عاشق مرامشون می شید.

یا علی